<< بسم الله الرحمن الرحیم >>

سازمان دانش آموزی شهرستان بروجرد

مرداد 93



                                                                            



                               *** ***
                
بخش اول : مهدی شناسی


دوازدهمین و آخرین امام شیعیان در سامرا و در سپیده دم نیمه شعبان سال 255 ه.ق دیده به جهان گشود . آن حضرت تنها فرزند امام حسن عسکری (ع) است و مادر ایشان نرجس (نرگس) که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است . او دختر یشوعا ، پسر قیصر روم و مادر ایشان از اولاد شمعون ، وصی حضرت عیسی بود و کیش مسیحی داشت . دست تقدیر و اراده خداوند او را از کاخ سلطنت امپراتور به خاندان امامت آورد .

خلاصه زندگی ایشان از زبان خودشان بدین شرح است :

جدّ من قیصر مى خواست مرا در سن سیزده سالگى براى برادر زاده خود تزویج كند وقتى مجلس عقد برپا شد و قیصر برادرزاده خود را روى تخت مخصوص نشاند ... ناگهان صلیب ها فرو ریخت، پایه هاى تخت شكست و پسر عمویم با حالت بى هوشى از بالاى تخت بر روى زمین افتاد و مجلس به هم خورد ولى باز دستور دادند تا مجلس را از نو سامان دهند تا این مراسم به اجرا درآید ولى همان حادثه دوباره تكرار شد ... همه پراكنده شدند.
همان شب من در خواب دیدم كه حضرت عیسى و شمعون وصى او و گروهى از حواریون در قصر جدّم اجتماع كرده اند و منبرى از نور در آنجا قرار داده شده است، طولى نكشید پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) و داماد و جانشینان آنحضرت وارد شدند؛ حضرت عیسى (علیه السلام) به استقبال ایشان شتافتند، حضرت محمد (صلى الله علیه وآله و سلم) فرمودند (خطاب به حضرت عیسى (علیه السلام)) یا روح الله من به خواستگارى دختر وصى شما شمعون براى فرزندم آمده ام و در این هنگام اشاره به امام حسن عسكرى (علیه السلام) كردند كه او نیز موافقت كرد ... آنگاه حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) بالاى منبر رفته و خطبه اى خواندند و مرا به تزویج فرزندشان امام عسكرى (علیه السلام) در آوردند ... از خواب بیدار شدم و از ترس، آن واقعه را به كسى نقل نكردم ولى محبت به امام عسكرى (علیه السلام)باعث شد كه كم كم رنجور گردم و از خوردن و آشامیدن باز مانم و ... بالاخره مریض شدم ... چهارده شب بعد باز در خواب واقعه عجیب دیگرى دیدم و آن اینكه دیدم دختر پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) به همراهى حضرت مریم و ... به عیادت من آمدند و من از اینكه حضرت عسكرى (علیه السلام) به دیدن من نمى آیند گله و شكایت كردم حضرت فاطمه (علیه السلام) فرمودند: اگر مى خواهى خداوند، عیسى و مریم از تو خشنود باشند و میل دارى فرزندم به دیدنت بیاید شهادت به یگانگى خدا و نبوّت پدرم پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) بده و من آنچه كه او فرمودند تكرار كردم؛ آنگاه حضرت فاطمه(علیهم السلام)مرا در آغوش گرفتند و این كار باعث بهبودى من شد آنگاه فرمودند: اكنون به انتظار فرزندم عسكرى (علیه السلام)باش كه او را نزد تو خواهم فرستاد ...
وقتى از خواب بیدار شدم شعف و خوشحالى عجیبى تمام وجود من را فرا گرفته بود تا اینكه از شب بعد امام را پیوسته در خواب مى دیدم تا اینكه یكى از شب ها حضرت فرمودند: فلان روز جدّت قیصر لشكرى را به جنگ مسلمانان مى فرستد تو مى توانى به طور ناشناس در لباس خدمتگزاران همراه با عده اى از كنیزان كه از فلان راه مى روند به آنها ملحق شوى و من هم چنین كردم و در نهایت جزو اسیران جنگى به اسارت مسلمانان در آمدم و بالاخره به بغداد آورده شدم و در آنجا بود كه توسط نماینده امام على النقى (علیه السلام) یعنى بشر بن سلیمان خریدارى شده به خدمت آنحضرت رسیدم و آنحضرت هم مرا به خواهرشان حكیمه خاتون سپردند، او آموزشهاى به من دادند ... پس از آموزش فرایض دینى و تعلیمات اسلامى به همسرى امام عسكرى(علیه السلام) در آمدم ...

                                                                        

نام مبارک امام زمان (عج) محمد است و لقب های ایشان عبارتند از : حجت ، قائم ، منتظر ، خلف صالح ، بقیة الله ، صاحب الزمان ، ولیعصر و امام عصر . برای حفظ جان آن حضرت ، امام حسن عسکری (ع) تولد ایشان را پوشیده نگاه می داشت و به شیعیان سفارش می کردند تا از بردن نام آن حضرت خودداری کنند . امام حسن عسکری (ع) یک سال پیش از شهادت ، حضرت مهدی (عج) را همراه مادربزرگش به مکه فرستادند تا از چشم مأموران دور بماند و برای انحراف افکار دشمنان بدون اینکه اسمی از حضرت مهدی (عج) ببرند مادر خویش ((حدیث)) را وصی خویش قرار دادند. موقع شهادت امام حسن عسکری (ع) عباسیان سخت از منزل امام مراقبت کردند تا بلکه بر فرزند او آگاهی یابند و اورا دستگیر کنند ، به همین منظور مادر امام زمان (عج) را دستگیر و خواستار فرزندش شدند ؛ ایشان نیز ادعای بارداری کرد . خلیفه عباسی نیز ایشان را به قاضی القضاه سپرد و مدتی در زندان بودند تا اینکه با شورش یعقوب لیث صفاری و زنگیان ، آن بانوی گرامی آزاد شد . آن حضرت پس از شهادت پدر پنج ساله بود که به امامت رسید . جعفر عموی امام زمان (عج) پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) ادعای امامت و جانشینی آن حضرت را داشت و می خواست با خواندن نماز بر جنازه آن حضرت جانشینی خود را رسمیت بخشد ، ناگهان حضرت مهدی (عج) در جلوی چشم همگان حاضر شد ، جعفر را کنار زد و خودشان بر جنازه پدر نماز گزارد و پس از نماز بر جنازه پدر ، از چشم مردمان پنهان شد .


                                                                                


به اعتقاد شیعه غیبت امام زمان (عج) در دو دوره بوده است . دوره ی اول ، غیبت صغری که تا سال 329 ه.ق ادامه داشت . در این مدت امام با چهار تن از نمایندگان خود با شیعیان ارتباط داشتند ، آن چهار تن که نواب خاص حضرت نام داشتند ، عبارت بودند از : عثمان بن سعید بن عمری از یاران امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) که نیابت او بدستور امام یازدهم بود ، ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید ، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری . با مرگ چهارمین نائب امام در سال 329 ه.ق دوره ی غیبت کبری شروع شد و تا ظهور آن حضرت ادامه دارد . در این دوره کسی مستقیما از سوی امام برای نیابت تعیین نشده و نیابت به عهده ی فقیهان شیعه است .

در حدیثی از پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) درباره غیبت آن حضرت آمده است که ایشان مانند خورشید پنهان شده در پس ابر است که دیده نمی شود اما نورش به زمین می رسد و به آن سود می رساند.

منابع کتاب آشنایی با زندگانی چهارده معصوم (علیهم السلام)

 

(( منتظر ادامه ی بخشهای دیگر رایة الهدی در هفته های آتی باشید ))

 

التماس دعا ...

سربازان گمنام سید علی ...


برچسب ها: رایت الهدی، سازمان دانش آموزی شهرستان بروجرد، سربازان گمنام، صاحب الزمان مهدی موعود ( عج )،

تاریخ : چهارشنبه 15 مرداد 1393 | 08:35 ق.ظ | نویسنده : سازمان دانش آموزی شهرستان بروجرد | نظرات

  • باحال دانلود
  • نیدیا
  • کارت شارژ همراه اول